ذبيح الله صفا

19

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سلجوقشا ، بن سلغر از 661 تا 662 اتابكى مينمود ليكن از بىتدبيرى بر حكومت ايلخان شوريد و بقتل رسيد و يكى از زنان خاندان سلغرى بنام « ابش خاتون » اتابكى يافت و چون در سال 663 بفرمان هلاگو به عقد منگو تيمور پسرش درآمد ، مغول رسما سرزمين فارس را ضميمهء متصرّفات خود نمودند و اگرچه قريب بيست سال در آن ديار حكومت بنام ابش خاتون بود ، ليكن سلسلهء اتابكان عملا از سال مذكور انقراض يافت و از آن پس از جانب ايلخانان حكّام و گاه كسانى كه ماليات آن ناحيه را بمقاطعه مىگرفتند ، معلوم مىشدند و غالبا آن ناحيهء آباد وسيع در آتش بيداد و اختلاف و ناامنى مىسوخت . ملوك شبانكاره در جلد دوم اين كتاب ( ص 39 - 41 ) دربارهء آغاز كار پادشاهان شبانكارهء فارس تا سلطنت ملك مظفّر الدين محمّد بن قطب الدين مبارز كه بعد از فوت پدر در سال 624 بسلطنت رسيده و بتوسعهء متصرّفات شبانكارگان تا حدود خليج پرداخته بود ، سخن گفته‌ايم . ملك مظفّر تا سال 658 سلطنت كرد و اگرچه در ترويج ادب و هنر رقيب اتابك معاصر خود ابو بكر بن سعد بن زنگى شده بود ، ليكن عمّال او بر مردم ظلم و جور بسيار ميكردند و بدين سبب در آخرين سال سلطنت ملك مظفّر سپاهى بفرمان هلاگو براى رفع ظلم آنان بشبانكاره فرستاده شد و درين حمله ملك مظفّر بقتل رسيد . ناگزير شبانكارگان از در اطاعت درآمدند و حكومت آنان بپسر ملك مظفّر يعنى قطب الدين مبارز واگذار شد و ازين پس چند تن از امراى كم‌اهميّت شبانكاره بحكومت خود كه مقرون باطاعت از مغولان بود ادامه ميدادند تا در سال 756 امير مبارز الدين محمّد به خاك شبانكاره لشكر كشيد و پسرش شاه قطب الدين محمود آخرين پادشاه شبانكاره يعنى ملك اردشير را منهزم ساخت و سلطنت ملوك شبانكاره را برانداخت . اتابكان يزد دربارهء كيفيت انتقال حكومت از جانشينان علاء الدّولهء كاكويه در يزد باتابكان آنان يعنى به « سام بن وردان روز »